باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |


پرنده ی نخی ام زیر چرخ خیاطی

تو، فکر تو، همه، توی سرم قر و قاطی

بدون درد زمین خورده و شکسته دلم

بیا و جمع کن این وضع را، به چی ماتی؟!

نگاه می کنم از خرده شیشه های ترم

به دست های تو با آن قشنگی ذاتی


صدای دور شدن از صدای هم/ همه ها

صدای مبهم تو توی گوش من: «فاطی... فاطی... فاطی...»

و حبس کرده مرا عشق، توی سلولش

و بعد، رد شده از ساعت ملاقاتی

(فاطمه اختصاری)

 


برچسب‌ها: غزل معاصر, فاطمه اختصاری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر