باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

 

من هيچ‌كس را آن‌سوي ديوارها نداشته باشم شايد

اما

در اين غروب كسالت‌بار

هيچ‌چيز به اندازه‌ي تلفني از زندان

خوشحالم نمي‌كند

و مردي كه اعتراف كند

گاهي

به جاي آزادي

به من مي‌انديشد.

(رویا شاه حسین زاده)

 

 


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, رویا شاه حسین زاده
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر