باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مرا می بوسی که بروی

خداحافظی می کنی که تکان نخورم

روی موهایم دراز می کشی

و در رازآمیزی موهایم به راه می افتی

و ناپدید می شوی

تازه «می خواهم ببوسم»هایم در بدرقه پدیدار شده بود

که رفته بودی...

(مریم مسیح)

از مجموعه کاش ممنوع نبودیم ما


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مریم مسیح
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر