باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

سرزمین من همینقالی ست زیر پایه های مبل

که بوی گل هایش

از پوست پاهای شما راه می رود تا دل تان

آینه ی من این آلبوم مقوایی ست

گشوده روی میز

با گریه های مقوایی

لبخند و چشم های مقوایی

آسمان من گچ بری ها و سقف مسجدهاست

می بینید؟

که من چگونه ام؟ مرا می بینید؟

که موسیقی من

صدای شماست که از کوچه می گذرید؟

(بیژن نجدی)



برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, بیژن نجدی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر