باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

دستم را اگر نگرفته بودی

چگونه می آموختم

درغیبت خورشید هم

می شود خندید؟!


صدایت که ببارد

یک قطره ماه هم

در کاسه ی آبم بیفتد

کافی ست

من نور می شوم

(ماندانا زندیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, ماندانا زندیان
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر