باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

کنار خبرهای هوا شناسی رادیو

عده ای خمیازه می کشند

باران قرارش را به هم زده بود

و مردی که بارانی اش را

کنار چشم انتظاریش آویخته بود

مردی که می گفت راز ابر ها را می داند

با بارانی اش اکنون

زیر دوش ایستاده است

(شهره چليپا)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, شهره چلیپا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر