باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

ای ستاره ي سه شنبه‌های انزوای من

با دو دست مهربان خود چه می‌کنی؟

ده سوار دست های خویش را

تا کدام شهر می‌بری؟

گاه تند و پایکوب

پای بر سر چه می‌زنی؟

وآن کبوتران سرخوش سپید را

در درون پیرهن

با چه چیز دانه می‌دهی؟

زلف سرکش تو آبشار نور و زندگی است

ساق دلکش تو آهوی دلیر من

رقص ساده ي تو در فضای شب رها...

ای ستاره ي شب دراز انزوای من

(زنده ياد حسن هنرمندي) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, حسن هنرمندي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر