باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

نگران،

آن دو چشمان است،

دورسوی آن دو سهیل که بر سیبستانِ حیاتِ من می‌نگرد

تا از سبزینه‌ی نارسِ خویش

سُرخ برآید.

 

سخت‌گیر و آسان‌مهر

در فراز کن که سهیل می‌زند!

 □

 سهیلانِ من‌اند

ستارگانِ هماره بیدارم،

و دروازه‌های افق

بر نگرانی‌شان گشوده است.

(احمد شاملو) 

بیمارستان مهرداد

13 بهمن ۱۳۷۵

 

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر