باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از شمردن این همه ستاره

سیر می شویم و

کسی از کوچه ها صدایمان نمی کند

و این ماشین ها که می آیند و می روند

چیزی از بهشت گمشده به یاد نمی آورند

بهتر است به آن سوی پل بروم

و از آسمانی که دارد تمام می شود

سراغ دخترانی را بگیرم

که در مکتب خانه های قدیمی

هنوز

ابجد برای دلشان می خوانند

(علي آموخته نژاد)

 از مجموعه یک پنجشنبه یک پیاده رو


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علی آموخته نژاد
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر