باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |

به هوشنگ گلشیری

 قناری گفت: ــ کُره‌ی ما

کُره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دانِ چینی.

 

 

ماهی‌ سُرخِ سفره‌ی هفت‌سین‌اش به محیطی تعبیر کرد

که هر بهار

              متبلور می‌شود.

 

کرکس گفت: ــ سیاره‌ی من

سیاره‌ی بی‌همتایی که در آن

مرگ

      مائده می‌آفریند.

 

کوسه گفت: ــ زمین

سفره‌ی برکت‌خیزِ اقیانوس‌ها.

 

انسان سخنی نگفت

تنها او بود که جامه به تن داشت

و آستینش از اشک تَر بود. 

۱۳۷۳

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر