نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
عطرت با قدم هايت
مي پيچد از آستانه پاييز به بهار
اما افسوس
كه عشق مي رود
بي عطر به دنبال
ژنده پاره هاي باقي مانده از
شعرهايي كه بر آسمان ها مي گذرد
به خاطرت
در كوچه و خيابان ها
سراغت را مي گيرم
به سر هر چهار راهي نرسيده پياده مي شوم
يادت هست
و ياد نوري مي افتم
كه دامن گسترده خيالم را در كشتزاران رويا
به جا گذارد
به خاطرت
مي رود عشق اما مي رود
و آه كسي به دامن خاكت
نمي رسد و مي لرزد اين دل
تا چون به چشمانت نظري مي بازد
(مینو سلیمی)
از مجموعه باغبان هوس سيب دارد/ ناشر پيام امروز/1392
سپاس از سرکار خانم سلیمی بخاطر لطفشون
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, مینو سلیمی
