باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 


رویاهای انسان را حمل می‌کنند


                                      موشک ها
تمدن


از ویرانه‌ها شروع می‌شود


و تانک ها


فلسفه و علم را بر شانه‌هایشان حمل می‌کنند


از انسان هیچ نمی‌ماند


مگر خاطره ی زخم


و بال های شکسته ی پروانه ی جوان


که از بمب افکن ها

 
شکست خورده‌است


از انسان هیچ نمی ماند


به جز استخوان های تکه تکه ی کودکی


که به موشک ها سلام نظامی داد


از خانه‌ات بیرون بیا «ایمانوئل»


«فضیلت ِ» ناچیزات


هماورد بمب‌های خوشه‌ای نمی‌شود


و قرص‌های وحشت!


شیطان را هم آلوده کرده


باید رساله ی دیگری بنویسی «ایمانوئل»


پیش از آنکه کلمات

 
روی مین های ضد نفر


منهدم شوند


و جمهوری شعر


سقوط کند!

(رضا قنبری)


* ایمانوئل کانت، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی قرن 19؛ که رساله «فلسفه فضیلت» او معروف است


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, رضا قنبری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر