نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
تو مي شوم
تصويرم را وارونه مي بينم
نيمي تو
نيمي توهاي تو
من
تو
او با آيينه اي بر مي گردد
تو به شكل من در مي آيي
من نمي خواهم
چيزي باشم
جز آنچه هست
بايد برگردم
به سمتي كه تو نيستي
عكس آمدني
كه ابتدا نداشت!
(سریا داودی حموله)
از مجموعه نان و نمک میان گیسوان تهمینه/ افراز/ ۱۳۹۲
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, سریا داودی حموله
