باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

دوستت می‌دارم بی‌آنکه بخواهمت.

 □

 سال‌گَشتگی‌ست این

که به خود درپیچی ابروار

بِغُرّی بی‌آنکه بباری؟

 

سال‌گشتگی‌ست این

که بخواهی‌اش

بی‌اینکه بیفشاری‌اش؟

 

سال‌گشتگی‌ست این؟

خواستن‌اش

تمنایِ هر رگ

بی‌آنکه در میان باشد

خواهشی حتا؟

 

نهایتِ عاشقی‌ست این؟

آن وعده‌ی دیدارِ در فراسوی پیکرها؟ 

۲۲ خردادِ ۱۳۶۷ 

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر