باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |

تنها

    اگر دمی

کوتاه آیم از تکرارِ این پیشِ پا افتاده‌ترین سخن که «دوستت می‌دارم»

چون تندیسی بی‌ثبات بر پایه‌های ماسه

به خاک درمی‌غلتی

و پیش از آنکه لطمه‌ی درد درهم‌ات شکند

به سکوت

می‌پیوندی.

 

پس، از تو چه خواهد ماند

چون من بگذرم؟

تعویذِ ناگزیرِ تداومِ تو

تنها

تکرارِ «دوستت می‌دارم» است؟

 

با اینهمه

بغضم اگر بترکد... ــ

نه

پَرِّ کاهی حتا بر آب بنخواهد رفت

می‌دانم! 

تیرِ ۱۳۶۵

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر