باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

قرآن من باد است

و آیاتش

نَفَس

حجَ ام سفری بود

تا خانه ای بی در

و طوافم

هفت هزار بار گِردِ دریاهایی خشک

چرخیدن

روزی که از بهشت رانده شدم

پدرم گفت:

“سجده بر من فرود آور!”

شیطان نبوده ام

اما تمامی راه را تا زمین

دیوانه وار

خندیدم

و حوا شدم

تنها برای تو:

آدمی که تا ابد

سزاوار معشوقه ای گناهکار است.

(ليلا فرجامي)

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, لیلا فرجامی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر