باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

آدرس خانه‌ات را گم کرده‌ام

و از راننده نابینایی سراغ تو را می‌گیرم

تو خودت را به آن راه می‌زنی

یعنی که نمی‌دانی

من سر کدام چهار راه

سرگردان تو ایستاده‌ام

یعنی که نمی‌دانی

وقتی چراغ‌ها همه قرمزند

راه خانه‌ات گم‌تر می‌شود

حالا مه را از جلوی خانه‌ات کنار بزن

که ببینم توی راه چراغ می‌کاری

و چشم‌های راننده کور را به او پس می‌دهی

(فریبا صدیقیم)

از مجموعه این قلب معمولی نمی زند/ نشر مروارید/ ۱۳۹۱


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, فریبا صدیقیم
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر