باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

زبان مشترکی داریم

با این همه

حرف یکدیگر را

نمی فهمیم

ما

شاید

باید مثل غارنشین ها

تنها به علامت دست هایمان

اکتفا می کردیم

آن وقت

شاید

هیچ سوءتفاهمی

میانمان جدایی نمی انداخت

(کمال شفیعی)

از مجموعه به یک زبان عاشق می شویم/ مروارید/


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, کمال شفیعی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر