باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دو سال است ندیدمت

دو سال وقتی نیست

دو سال یعنی

دو بار قرمز شدن هندوانه،

دو خوابِ جنگل

یعنی طعمِ دو بار خوردن به زمین

و دوباره برخاستن

با این همه برایم

مثل این می‌ماند

که سال‌هاست تو نیستی

و خوب می‌دانم،

بعد از این نیز

هرگز نخواهی بود

دیگر نشانه‌ها رفته‌اند

و آن چهره‌ها که دوست داشتیم

حالا،

نگاه ما را تنها،

پرواز پرنده‌ای

در افق به یکدیگر می‌رساند.

(آزاده طاهایی)

از مجموعه نام تو زخم من است/ مروارید/ ۱۳۹۱


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, آزاده طاهایی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر