نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
دو سال است ندیدمت
دو سال وقتی نیست
دو سال یعنی
دو بار قرمز شدن هندوانه،
دو خوابِ جنگل
یعنی طعمِ دو بار خوردن به زمین
و دوباره برخاستن
با این همه برایم
مثل این میماند
که سالهاست تو نیستی
و خوب میدانم،
بعد از این نیز
هرگز نخواهی بود
دیگر نشانهها رفتهاند
و آن چهرهها که دوست داشتیم
حالا،
نگاه ما را تنها،
پرواز پرندهای
در افق به یکدیگر میرساند.
(آزاده طاهایی)
از مجموعه نام تو زخم من است/ مروارید/ ۱۳۹۱
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, آزاده طاهایی
