باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

از درخت ها

چه بگويم

از آسمان

كه فرو رفته تا گلو در دود

مجبور نيستم شعر بگويم

مي تواني مثلاً قيمت ارز را

از روزنامه ها بپرسي

يا قيمت طلاي سياه را

چه فرقي مي كند

بشكه اي پنجاه دلار شود صد دلار

در پايتخت خبري نيست

جاي آسمان و اخترانش خالي

رهگذران فصل ها را نمي بينند

رنگ ها

فرقي نمي كنند

هي مي دوند و نمي رسند

عشق را از مغازه هاي لوكس مي خرند

در آپارتمان ها

دست و پاگير زندگي مي كنند

و در خيابان هاي شلوغ مي ميرند.

(مهدی مظفری ساوجی)

از مجموعه رنگ ها و سایه ها/


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, مهدی مظفری ساوجی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر