نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
شبی از شب ها
تو مرا گفتی
- «شب باش!»
من که شب بودم و
شب هستم و
شب خواهم بود
شب شب گشتم
به امیدی که تو فانوس سحرگاه شب من باشی
(محمد زهری)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمد زهری
شبی از شب ها
تو مرا گفتی
- «شب باش!»
من که شب بودم و
شب هستم و
شب خواهم بود
شب شب گشتم
به امیدی که تو فانوس سحرگاه شب من باشی
(محمد زهری)