باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

همه چیز

برای گفتن یک شعر

درست حسابی آماده است

مداد

کاغذ

پنجره

و کمی باران

تنها تو را کم دارم

روی صندلی روبه رو بنشینی

گاهی به من لبخند بزنی

(مجید یاری)

از مجموعه سیب قهوه ای/ بوتیمار/ ۱۳۹۰


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, مجید یاری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر