نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
۱)
به درخت بگو!
سايه اش را توشه راهم كند
كوچه و دريا را
از پنجره بر مي دارم
از تو فقط نان مي خواهم
نان هايي در اندازه ي قرص ماه.
۲)
تو مي تواني خداحافظي كني
پس گريه چرا؟!
(اوکتای رفعت)
ترجمه از رسول یونان
برچسبها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
