باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

۱)

به درخت بگو!

سايه اش را توشه راهم كند

كوچه و دريا را

از پنجره بر مي دارم

از تو فقط نان مي خواهم

نان هايي در اندازه ي قرص ماه.

۲)

تو مي تواني خداحافظي كني

پس گريه چرا؟!

(اوکتای رفعت)

ترجمه از رسول یونان


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر ترکیه, اوکتای رفعت
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر