نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
مجسمهسازی بودم
که اضافههای تاریکی را میتراشید
تراشیدم
شب را تراشیدم
و تو را دیدم
تو را در تاریکی دیدم
و روشنایی آغاز شد
(ساره دستاران)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, ساره دستاران
مجسمهسازی بودم
که اضافههای تاریکی را میتراشید
تراشیدم
شب را تراشیدم
و تو را دیدم
تو را در تاریکی دیدم
و روشنایی آغاز شد
(ساره دستاران)