باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

پنجره را باز می کنم

شمعی روشن می کنم

با دسته گلی کوهی

گلدانی را می آرایم

و در حاشیه ی بالشم

زلال ترین شعرم را

مثل شبنم می پراکنم

دیروقت است و

می دانم زنی زیبا به خوابم می آید

(عبدالله پشیو)

ترجمه از فریاد شیری


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر کرد, عبدالله پشیو
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر