باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

مرا که می شناسی!

برای همه ی باران ها و همه ی بیابان ها

حرفی دارم

برای همه ی دانه ها، همه ی ریشه ها

که سر در می آورند و

از حرفم سر در نمی آورند

مرا که می شناسی!

رشته رشته می کنم آفتاب را

برای همه ی خانه ها

برای همه ی خاطره ها

دراز بکش

پشتت بر زمین باشد و

نگاه کن به نقطه ای نامعلوم

همه ی پرنده ها

همین گونه متولد می شوند

همه ی شعرها

همین گونه شکل می گیرند

(محمدرضا عبدالملکیان)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, محمدرضا عبدالملکیان
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر