باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

گفته بودی

از درختی که دوست قدیمی تو بود

سرک کشیدم از پس دیوار

اتوبوسی آمد

و نبود

درختی که دوست قدیمی تو بود

(محمدرضا عبدالملکیان)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, محمدرضا عبدالملکیان
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر