باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

یک بوسه برای بدرقه

دو گام فاصله تا بغض

سیگارم را تو روشن کردی!

دریغا

کودکی با دو چشم درشت

در پی باد

و نان فروشی خسته

در سایه سار پسین پیاده رو.

داس ها در مزرعه می میرند

پدرانمان

در کارخانه های نان.

(سید علی صالحی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, سید علی صالحی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر