نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
یک بوسه برای بدرقه
دو گام فاصله تا بغض
سیگارم را تو روشن کردی!
دریغا
کودکی با دو چشم درشت
در پی باد
و نان فروشی خسته
در سایه سار پسین پیاده رو.
داس ها در مزرعه می میرند
پدرانمان
در کارخانه های نان.
(سید علی صالحی)
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, سید علی صالحی
