باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

دریا، ببین که جزر تو را مد کشیده ام

در بین اشک و آه دلم سد کشیده ام

چشمم در امتداد افق غافلم از این

در پیش پای خود خط ممتد کشیده ام

لوح کبود، رنگ کبودی گرفته است

تاریک یا زلال، مردد کشیده ام

در انتظار سر زدن کشف تازه ای

سیبی برای آن که بیفتد کشیده ام

سر تا به پای هر غزلم رنگ و بوی توست

باید ببخشی ام که تو را بد کشیده ام!

(سید حامد حسینی)


برچسب‌ها: غزل معاصر, سید حامد حسینی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر