نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
خودت می دانی
من اهل
خیابان و
پارک و
کافه نیستم
قرارمان
توی همان کوچه ی قدیمی
تو نذری بیاور
من در را باز کنم
تو لبخند بزن
من
من
م
مم
بشقاب را شکستم!
(محسن حسینخانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محسن حسینخانی
