باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

باید به فکر تنهایی خودم باشم

دست خودم را می گیرم و

از خانه بیرون می زنیم.

در پارک

به جز درخت

               هیچ کس نیست

روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم

تا پارک

از تنهایی رنج نبرد

دلم گرفته

یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم

و از خودم خواهش می کنم

به خانه باز گردد.

(محمد علی بهمنی) 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, محمد علی بهمنی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر