نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
میدان شهر ساعت خود را نگاه کرد
وقتش رسیده بود نگاهی به راه کرد
دستی به سمت و سوی خیابان خود کشید
پس کوچههای خاطره را روبهراه کرد
از خطکشی معرکه عابر نمیگذشت
یعنی کجای فاصله را اشتباه کرد؟
خواب از هجوم شعر فلج بود و دربهدر
بادی وزید و ثانیهها را تباه کرد
او در کجای این شب نامرد مانده بود
میدان شهر ساعت خود را نگاه کرد
(زری کاربخش راوری)
از مجموعه اگر انار شوم/ نشر نون
برچسبها: غزل معاصر, زری کاربخش راوری
