باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در سرآغاز سفر ایستادم

پایین‌تر دریاچه

آن‌سوتر جنگل تاریک

و بالای سرم، آسمان شب که غرید.

فضایی را بین دو ستاره انتخاب کردم

و با دستان باز رو به آسمان بال گشودم

سفرم نیم دقیقه هم به درازا نکشید

به انعکاس ماه در دریاچه نگاه کن

مرا در آن خواهی دید

(راجر مگاف)

از مجموعه فقط محض جر و بحث/ ترجمه یگانه وصالی و وحید روزبهانی/ انتشارات مروارید


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر انگلیسی, راجر مگاف
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر