باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

چنان برق‌آسا اتفاق می‌‌افتیم

که بی‌رویت شما نخواهم بود

یک صندلی کم است

و میزی که پشت آن می‌ایستم، کنار پنجره کشتی است

روایت داستان در دریا است

(زنده یاد نازنین نظام شهیدی)

از مجموعه میان دو فنجان سرد می شویم/ نشر مروارید


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, نازنین نظام شهیدی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر