نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
بگذار کودکم را شیر بدهم
نگران برگشت چکهای تو باشم
شبها که دیر به خانه میآیی
بهانههایت را باور کنم
و تو را ببخشم.
بگذار زن باشم
من هابیلم را نمیکشم
یوسفم را در چاه نمیاندازم
هاجرم را در بیابان رها نمیکنم
و اسماعیلم را به سلاخ خانه نمیبرم.
بگذار زن باشم
و تاریخ را تو رقم بزن
(راضیه بهرامی خشنود)
از مجموعه عاشقی با زبان دیپلماتیک/ نشر نصیرا
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, راضیه بهرامی خشنود
