باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |

بگذار کودکم را شیر بدهم

نگران برگشت چک‌های تو باشم

شب‌ها که دیر به خانه می‌آیی

بهانه‌هایت را باور کنم

و تو را ببخشم.

بگذار زن باشم

من هابیلم را نمی‌کشم

یوسفم را در چاه نمی‌اندازم

هاجرم را در بیابان رها نمی‌کنم

و اسماعیلم را به سلاخ خانه نمی‌برم.

بگذار زن باشم

و تاریخ را تو رقم بزن

(راضیه بهرامی خشنود)

از مجموعه عاشقی با زبان دیپلماتیک/ نشر نصیرا


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, راضیه بهرامی خشنود
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر