نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
خانه میان ما نشسته و
ما چشم در چشم هم فلج شدهایم
پنجره دست میبرد به روی من
و ما بیپرده پیر میشویم
درها دستهایشان را بستهاند
و هرگوشه اتاق اسطورهایست که دو دستی گریه میکند
دست میبرم
نمیرسد
پا میشوم
نمیرود
کلید را که میزنم
پخش میشود تعدادی جسد از توی لامپ
گلدانهای توی اتاق جیغ میکشند با شکوفههایی سیاه
و جنازه یک کلاغ از توی دهان دیوار پرتاب میشود
سمت پنجره
خیره میشود آینه قدی
و تمام یک حشره را در پشت یک میز
با انگشت لمس میکند
ما را
(حسین فاضلی)
از مجموعه زندگی خصوصی/ نشر بوتیمار
حسین فاضلی متولد 1354 در مشهد، فارغالتحصیل مقطع کارشناسی رشته زمینشناسی است. وی فعالیتش را در عرصه شعر از سال 1374 آغاز کرده است. «روزها در پرانتز» (1383) و «کافههای شبانه ونسان ونگوگ» (1384) عنوان دو دفتر شعر پیشین فاضلی هستند.
برچسبها: اشعار نیمایی و سپید, حسین فاضلی
