باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

به من مدال بدهید

از آن مدال‌های بدون گردن‌بند

مدال‌هایی که آن قدر به خورشید نگاه می‌کنند

تا بیفتند

می‌خواهم نامزد جایزه‌ی افسردگی بشوم

جایزه‌ی بزرگِ دهان به دهان،

و شعرهایم را تا بزنم برای بعد از کلماتِ مبهم.

می‌خواهم همه چیز کنار تو باشد؛

دوازده اتاق و دوازده در با روبان‌های بزرگ

تا وقتی صدایم بزنی

دوازده بار طولت را ببوسم.

(سپیده جدیری)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, سپیده جدیری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر