نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
تقدیر خویشتن را گویی
بیخبر است که اینچنین
پنجه بر پنجره میساید
به امید
از منش گریزی نیست
از منش رهایی نیست
بینواست مرگ
(احسان عباسلو)
از مجموعه در غروبی سرد از پاییز/ نشر افراز
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, احسان عباسلو
