نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاست
دلت آیینه ی ایوان طلاکاری هاست
باید از دور به لبخند تو قانع باشم
اخم تو عاقبت تلخ طمع کاری هاست
جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست
توی تاریک ترین گوشه ی انباری هاست
نفس باد صبا مشک فشان هم بشود
باز بوی خوش تو رونق عطاری هاست
با تو خوشبخت ترین مرد جهان خواهم شد
گرچه این خواسته ی قلبی بسیاری هاست
گاه آرامم و گاهی نگران، دنیایم-
شرح آشفته ای از مستی و هشیاری هاست
نیمه ی خالی لیوان مرا پر نکنید
دل من عاشق این گونه گرفتاری هاست
(رضا نیکوکار)
برچسبها: غزل معاصر, رضا نیکوکار
