باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

فواره عجب رقص قشنگی دارد

با نغمه ی تار

یک نغمه در استکان من می افتد

با رایحه ی عشق سفر می کردم

در باغ بهشت

یاد تو به من سیب تعارف می کرد

در سبزی خویش غوطه ور می شد باغ

روی تنه ی درخت ها نام تو بود

(عمران صلاحی)


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, عمران صلاحی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر