باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
 

در حوصله برف نیست

ساعت‌ها روی زمین بنشیند

به آفتاب زل بزند

خیابان‌ها آب می‌شوند

با مشتی برف

پای درختی

در انتظار سرودی کوچک

روزهای دیگری

از پنجره می‌گذرد

سرود کوچک را می‌شنوم

آن‌چنان که هر انسان دیگری

هنگام دوست داشتن

(عليرضا عباسي)

از مجموعه تيترهاي درشت سياه ترند/ انتشارات مرواريد

 


برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, علیرضا عباسی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر