نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
در ابتدای خیابان
نه چترها آواز می خوانند
نه باران می رقصد
تو با باران رفته ای
و تنها باقی مانده است
چتری از تو
همراه چترت
آسمان را به خانه می آورم
شاید برایم ببارد.
(شهاب لواسانی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, شهاب لواسانی
