نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
دارم
به حس قطاری می اندیشم
بر پشته هایی از خاطره
میان مرزهای چشمانت
گه چون بادی
از برابرم می گذرد
اما
تو از کدام سوی یادها و پنجره ها
عبور می کنی؟
به پاس تمام آوازهایت
باز هم
درود و
بدرود!
(محمود معتقدی)
از مجموعه یک مهتابی دیگر با تو فاصله دارم/ آوای کلار
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, محمود معتقدی
