نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط حسرت باران |
پرنده ی برفی
خودش را در دل مترسک جا کرده بود
شب ها
مترسک
از آدم های بدون پرنده حرف می زد
پرنده حرف می زد
پرنده حرف می زد
و
برف
برفی که در دل مترسک آب می شد
(علیرضا نوری)
از مجموعه دلقک ها گریه می کنند/ موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, علیرضا نوری
