باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

۱)

نه تنها ما که آب هم

می سوزد از عطش، می سوزد از شوق

تشنگی گریه می کند کنار خنده ی آب

 

۲)

دستان ما

در خاموشی

به ده زبان

با هم سخن می گویند

 

۳)

می بوییم

با دماغی گرفته برگ گل را

می بینیم

با چشمانی بسته ستاره ها را

می خوانیم

با دهانی بسته ترانه ها را

(عمران صلاحی)


برچسب‌ها: شعر کوتاه و هایکو, عمران صلاحی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر