نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
خود را جا می گذارد
تا هیچ کس نفهمد
که رفته است
بی آنکه در بگشاید
از خانه بیرون می رود
و محو می شود
مثل مهی سرگردان در تاریکی
(عمران صلاحی)
برچسبها: شعر کوتاه و هایکو, عمران صلاحی
خود را جا می گذارد
تا هیچ کس نفهمد
که رفته است
بی آنکه در بگشاید
از خانه بیرون می رود
و محو می شود
مثل مهی سرگردان در تاریکی
(عمران صلاحی)