باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

با سار پشت پنجره جایم عوض شود


هی کار دست من بدهد چشم های تو


هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود


با بیت های سر زده از سمت ناگهان


حس نمی کنم که قافیه ام عوض شود


جای تمام گریه، غزل های ناگزیر


با قاه قام خنده ی بی غم عوض شود


سهراب شعر های من از دست می رود


حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود


قدری کلافه ام، و هوس کرده ام که باز


در بیت های بعدی، قافیه ام عوض شود


هوای جا گرفته در این فکر و رنج تلخ


انگار هیچ وقت به آدم نمی رسد


تن داده ام که بسوزم در آتشت


حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد


با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم


وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود....

لینک مطلب توسط فاطمه: http://www.ftmh.blogfa.com


برچسب‌ها: غزل معاصر
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر