نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
ای مطلع شرق تغزل چشم هایت
خورشیدها سر می زنند از پیش پایت
ای عطر تو از آسمان نیلوفری تر
پیچیده در هرم نفس هایم هوایت
آیینه ی موسیقی چشم تو باران
پژواک رنگ و بوی گل موج صدایت
با دست هایت پل زدی ای نبض آبی
بر شانه های من پلی تا بی نهایت
پس دست کم بگذار تا روز مبادا
در چشم من باقی بماند جای پایت
(قیصر امین پور)
برچسبها: غزل معاصر, قیصر امین پور
