باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

در اثنایی که ایستاده ام، سایه ام سقوط می کند.

بدین گونه خورشید صبحگاهی

نخستین طرحش را می کشد.

شکفتن، تجربه ی مرگباری است.

من این حقیقت را پذیرفته ام

و باز زنده ام.

(هلموت هایسن بوتل- شاعر آلمانی)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر آلمانی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر