باران یعنی تو بر می گردی...
وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...)
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ توسط حسرت باران |
 

زن پنجره را گشود.

باد

با هجومی، موهایش را، چون دو پرنده،

بر شانه اش نشاند.

پنجره را بست.

دو پرنده بر روی میز بودند،

خیره در او.

سرش را پائین آورد

در میانشان جا داد  و آرام گریست.

(یانیس ریتسوس)


برچسب‌ها: شعر جهان, شعر یونان, یانیس ریتسوس
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر